گذراندنِ انتخابیِ چیزی (مایع، نور، داده و...) از یک محیط یا ابزاری خاص، بهمنظورِ کاهش سرعتِ آن، یا جدا کردن و زدودنِ برخی از جزءهای تشکیلدهندهٔ آن؛
پالا (=پالای، ستاکِ حال از مصدر پالودن، بهمعنای «پاک کردن یا صاف کردن از آلودگی») + آو (=آب) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
۱ـ هدف از برساختِ فعلِ پالافتن ویژهسازیِ مفهومِ نهفته در فعلِ «پالودن» و شناساندنِ فعلی جایگزین برای گویشورِ فارسیای که شاید بهدلیلِ نزدیکیِ آوای آن با «آلودن» از کاربردِ مشتقهایِ ستاکِ گذشتهٔ آن پرهیز میکند.
۲ـ ستاکِ حالِ پالافتَن میشود: پالاب یا پالاو. (بسنجید با شتافتن —> شتاب، کافتن —> کاو .)