نشان دادن، نمایش دادن؛
با نمودار نشان دادن، با شکل نشان دادن؛
شکلِ ... را کشیدن، نمودارِ ... را رسم کردن؛
تزیین کردن؛
گلدار کردن، نقشدار کردن (پارچه و غیره)؛
پیشِ نظر آوردن، تصور کردن، در ذهن مجسم کردن، تجسم کردن؛
حدس زدن، گمان کردن، پنداشتن، فکر کردن که (در آمریکا)؛
به شمار آوردن، دیدن، دانستن، قلمداد کردن (در آمریکا)