fiddle
به همرسانی
/ ˈfi-dᵊl /
noun
ویولن (محاوره)؛
کلک، تقلب، حقهبازی (عامیانه)
fiddle
/ ˈfi-dᵊl /
verb (I)
ویولن زدن؛
وول خوردن، سرِ جای خود بند نشدن، یک جا آرام نگرفتن؛
اینور و آنور رفتن؛
وقتکشی کردن؛
تقلب کردن، کلک زدن (عامیانه)
fiddle
/ ˈfi-dᵊl /
verb (T)
با ویولن زدن (آهنگ)؛
تقلب کردن در، کلک سوار کردن در، حقه زدن در (عامیانه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه