fell
به همرسانی
/ ˈfel /
past
گذشتهٔ فعلِ fall
fell
/ ˈfel /
adjective
کوبنده، مرگبار، سهمگین (ضربه)(ادبی)؛
مهلک، کشنده، سخت، جانکاه (بیماری، زهر)
fell
/ ˈfel /
noun
پوست، تختهپوست (گاو، گوسفند و غیره)
fell
/ ˈfel /
noun
تپه و ماهور؛
بوتهزار، بیشهزار؛
(در بریتانیا)
fell
/ ˈfel /
verb (T)
قطع کردن، انداختن (درخت)؛
از پای درآوردن، از پای انداختن (دشمن)؛
کشتن، نحر کردن (گاو)؛
پاکدوزی کردن (خیاطی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه