غذادهنده، خوراننده، تغذیهکننده؛
خورنده، غذاخور، مصرفکننده؛
دانخوری (مرغ، جوجه)؛
آخور (گاو، گوسفند)؛
حیوانِ پرواری، حیوانِ گوشتی؛
خطِ تغذیه، تغذیه کننده (برق)؛
ناودان (آسیاب و غیره)؛
شاخهٔ فرعی، ریزابه (رودخانه)؛
خطِ فرعی، شاخه، شعبه (راهآهن، خطِ هوایی و غیره)؛
جادهٔ فرعی؛
شیشهٔ شیر، شیرخوری (بچّه)(در بریتانیا)؛
پیشبندِ بچّه؛
فرعی (کانال، خطِآهن، جاده، رود و غیره)(صفتگونه)