feed
به همرسانی
/ ˈfēd /
noun
تغذیه، غذا دادن؛
وعدهٔ غذا، خوراک؛
چرا، چریدن؛
علوفه، علیق، علف، کاه و جو؛
لولهٔ تغذیه، مجرای تغذیه، خطِ تغذیه؛
مواد، مایه (فنی)؛
سوخت (فنی)؛
سرِ نخ، زمینهچینی (محاوره، تئاتر)
feed
/ ˈfēd /
verb (T)
غذا دادن به، تغذیه کردن؛
تغذیه کردن (دستگاه، کوره و غیره)؛
آبِ ... را تأمین کردن (دریاچه، مخزن)؛
روشن نگه داشتنِ آتش؛
سرِ نخ دادن به (محاوره، تئاتر)
feed
/ ˈfēd /
verb (I)
غذا خوردن، تغذیه کردن؛
چریدن، چرا کردن (چهارپایان)
feed-
prefix
خوراندن، خوراک دادن، پروَرد، خورد،
خوراند
- ،
پَروار
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه