faulty
به همرسانی
/ ˈfȯl-tē /
adjective
ناسالم، نقصدار؛
معیوب، خراب (دستگاه)؛
ناقص (کار)؛
غلط، نادرست (سبْک)؛
پرغلط، پرازاشتباه، مغلوط (استدلال)؛
نکوهیده، شایستهٔ سرزنش، بد، غلط
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسکارین
\ eskâr.in \
صفت
ساختواژه
اِسکار
+
ــین
بروید به: fail .
نکته
اِسکارمند
\ eskâr.mand \
صفت
ساختواژه
اِسکار
+
ــمند
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
بحثهای او بر پایهٔ استدلالهایی اِسکارین (نقصدار) بنا شده بودند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه