fault
به همرسانی
/ ˈfȯlt // ˈfȯt /
noun
ایراد، نقص، عیب، خدشه؛
تقصیر، گناه؛
قصور، کوتاهی؛
اشتباه، خطا، سهو؛
خطا، فول (ورزش)؛
گُسل، گُسله (زمینشناسی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسکار
\ eskâr \
اسم
ساختواژه
اِسکار
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
اِسکارِ (خطایِ) او این بود که دیر به کلاس رسیده و بخشی از درسِ آن روز را از دست داده بود.
او میگفت که اِسکار (خطا، اشتباه) از پزشک بود که برادرش مرده بود.
این طرح چند اِسکار (عیب، نقص، نارسایی) دارد، و تا پیشاز اصلاحِ آنها اجرایی نخواهد شد.
۴.
ثبت مثال
fault
/ ˈfȯlt // ˈfȯt /
verb (T)
خطا کردن، ناقص شدن، نقصِ چیزی را یافتن، خرده گرفتن؛
عیب گرفتن از، ایراد گرفتن از؛
سرزنش کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسکاردن
\ eskâr.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
اِسکارد
+
ــَـن
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
پردازندهٔ رایانه چندین بار اِسکارد (دچارِ خطا شد.)
فردا منتقدان از گزارشِ تو بهسبب کمبود شواهد میاِسکارَند (ایراد میگیرند.)
۳.
ثبت مثال
fault
/ ˈfȯlt // ˈfȯt /
verb (I)
اشتباه کردن، خطا کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه