fasten on / upon sb / sth
به همرسانی
phrase
به گردنِ ... انداختن (مسئولیت، گناه، جرم)؛
بستن به (اتهام)؛
معطوف کردن به، دادن به (فکر، توجه)؛
دوختن به، خیره کردن به (نگاه، چشم)؛
چنگ زدن به، چسبیدن به، گرفتن؛
گلاویز شدن با، دستبهیقه شدن با؛
بند کردن به؛
متمسک شدن به
دیدگاهها
ثبت دیدگاه