fall to sb
به همرسانی
verb (I)
شروع کردن، دستبه کار شدن؛
شروع به خوردن کردن، به غذا حملهور شدن
fall to sb
verb (T)
قرعه به نامِ ... افتادن، به گردنِ ... افتادن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه