fall through
به همرسانی
verb (I)
شکست خوردن، نقش بر آب شدن (برنامه، طرح، نقشه)؛
بینتیجه ماندن، عقیم ماندن، به جایی نرسیدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه