fall over one self to do sth
به همرسانی
phrase
افتادن، پرت شدن؛
دستوپاچلفتی بودن؛
پیشدستی کردن برای، سبقت گرفتن در (بر یکدیگر)(مجازی)؛
خود را کشتن برای (مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه