حمله بردن به، ریختن بر سرِ، نازل شدن بر سرِ، هجوم آوردن بر، فرود آمدن بر سرِ، تاختن بر؛
افتادن به (در موردِ سایه، نور، چشم، نگاه)؛
حاکم شدن بر، حکمفرما شدن بر، مستولی شدن بر (در موردِ سکوت، ترس)؛
خوردن به (در موردِ صدا)؛
قرار گرفتن روی، افتادن بر (در موردِ تکیه)؛
مصادف شدن با، برخورد کردن با، افتادن به (در موردِ عید، واقعه و غیره)؛
به گردنِ ... افتادن (در موردِ هزینه، مسئولیت)؛
متوجهِ ... شدن (سرزنش)؛
یافتن، پیدا کردن، کشف کردن (شیوهٔ عمل)