fall into line with sb / sth
به همرسانی
phrase
به خط شدن؛
همگام شدن با، همداستان شدن با، موافقت کردن با (شخص)(مجازی)؛
قبول کردن، پذیرفتن، موافق بودن با (کار، شیوه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه