fall sb in
به همرسانی
verb (I)
فروریختن و خراب شدنِ ساختمان؛
ریزش کردنِ دیواره و سنگر؛
فروکش کردنِ چاه؛
شکم دادنِ سقف؛
به صف شدن، به خط شدن، نظام گرفتن (افراد)؛
به جای خود برگشتن، واردِ صف شدن (سرباز)؛
مدتِ ... سررسیدن، منقضی شدن (اجاره)؛
موعدِ پرداختِ ... سررسیدن (قرض)
fall sb in
verb (T)
به صف کردن، به خط کردن، نظام دادن (نظامی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه