fall down
به همرسانی
verb (I)
افتادن، سقوط کردن؛
فروریختن و خراب شدنِ ساختمان؛
قطع شدنِ درخت؛
باریدنِ باران؛
باطل شدن، نقش برآب شدن، برباد رفتن (نقشه، امید)؛
به خاک افتادن و کشته شدنِ سرباز؛
موفق نشدن، شکست خوردن، ناکام ماندن (مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه