fall away
به همرسانی
verb (I)
شیبِ تندی پیدا کردن، با شیبِ تند پایین رفتن (زمین)؛
پوستهپوسته شدنِ گچ؛
پراکنده شدن، قطعِ رابطه کردن (طرفداران)؛
کاهش یافتنِ تعداد و حضار؛
ناپدید شدن، از میان رفتن، زایل شدن (ترس، اضطراب و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه