failing
به همرسانی
/ ˈfā-liŋ /
noun
نارِسا، ضعیف (صفت)؛
نارسایی؛
عیب، نقص؛
ضعف، نقطهضعف؛
کمبود، نارسایی
failing
/ ˈfā-liŋ /
preposition
در غیابِ، در نبودِ، در صورتِ عدمِ وجودِ، بدونِ
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسکرنده
\ eskar.and.e \
اسم ، صفت
ساختواژه
اِسکر
+
ــَـنده
بروید به: fail .
نکته
اِسکر
\ eskar \
اسم ، صفت
ساختواژه
اِسکر
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
بزرگترین اِسکَر (ضعف) او این است که هرگز از کسی عذرخواهی نمیکند.
او دو کلیهٔ اِسکَرنده (ضعیف، نارسا) داشت، و باید پیوندِ کلیه میشد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه