failed
به همرسانی
/ ˈfāld /
adjective
همراهباشکست؛
ناکام، ناموفق، شکستخورده؛
دماغسوخته
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسکرده
\ eskar.d.e \
صفت
ساختواژه
اِسکرد
+
ــِـه
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او دو ازدواجِ اِسکرده (همراه با شکست) را از سر گذرانده، و اکنون میخواهد تنها زندگی کند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه