مشرف بودن به، رو به ... بودن، رو به ... داشتن؛
روبروی ... بودن، مقابلِ ... قرار داشتن، برابرِ ... بودن (شخص و غیره)؛
رو کردن به، روی خود را به ... کردن؛
مواجه شدن با، روبرو شدن با، رویاروی شدن با (خطر، مشکل و غیره)؛
قبول کردن، پذیرفتن، تن دردادن به؛
پیش آمدن برای، رخ دادن برای، پیشِ پای ... سبز شدن؛
جلوی ... قرار داشتن، روبروی ... بودن، پیشِ روی ... بودن؛
پوشاندن، روکش کردن، نما دادن به (دیوار و غیره)