express
به همرسانی
/ ik-ˈspres /
adjective
صریح، واضح، روشن، آشکار، سرراست، روباز ۰دستورات و غیره)گ
سریع، تندرو؛
سریعالسیر (قطار)؛
فوری، اکسپرس (نامه)؛
ویژه، مخصوص (مسیر، پیک)
express
/ ik-ˈspres /
adverb
سریع، فوری، تند؛
با وسیلهٔ تندرو
express
/ ik-ˈspres /
noun
قطارِ سریعالسیر؛
شرکتِ حمل و نقلِ سریعالسیر (در آمریکا)؛
سرویسِ سریعالسیر (راهآهن، اتوبوسرانی و غیره)؛
پستِ اکسپرس
express
/ ik-ˈspres /
verb (T)
بیان کردن، گفتن، اظهار کردن، ادا کردن، بازگو کردن، ابراز کردن؛
نشان دادن، باز نمودن؛
منتقل کردن، رساندن؛
با پستِ فوری فرستادن، با اکسپرس فرستادن (نامه، بسته)(در بریتانیا)؛
گرفتن، کشیدن (عصاره، آبِ میوه)(رسمی)؛
دوشیدنِ شیر؛
بیرون دادنِ عطر و شیره
express-
prefix
سریع، تندرو،
تُند
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه