Logo

export

Spider Icon
/ ˈek-ˌspȯrt /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسفَره
\ es.far.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
اِسفَر
\ es.far \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • بالا بودنِ قیمتِ دلار از توانِ رقابتِ اسفرهٔ ( کالای صادراتیِ ) آمریکایی دربرابرِ اِسفَرِهٔ چینی کاسته است.
  • ما باید اِسفَره‌های (کالاهای صادرهٔ) خود را تا پنج سالِ دیگر سه‌برابر کنیم.
  • زعفران یکی از مهم‌ترین اِسفَرهای (کالاهای صادراتیِ) ما در بخشِ کشاورزی است.
۴.

export

/ ek-ˈspȯrt // ˈek-ˌspȯrt /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسفَردن
\ es.far.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
اِسفَریدن
\ es.far.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • ایران امروزه بیش‌از شصت‌درصدِ قالی‌های دست‌بافِ خود را به کشورهای دیگر می‌اِسفَرَد (صادر می‌کند.)
  • سال‌ها نفت را اِسفَرده‌ایم (صادر کرده‌ایم،) در‌حالی‌که تاکنون باید صاحبِ فناوری‌های پیشرفته برای تولیدِ فرآورده‌های نهایی از نفت می‌بودیم.
۳.

export

/ ˈek-ˌspȯrt /
adjective

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسفَرین
\ es.far.in \
صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • تعرفه‌های اِسفَرین (صادراتی) را باید پیش از خروجِ کالا از کشور پرداخت کرد.
۲.

دیدگاه‌ها