بهطور مستقیم با یک رویداد، وضعیت، احساس یا دریافتِ حسی رویارو شدن و از آن اثر پذیرفتن؛
اِس (پیشوند، به معنای «بیرون، جدا») + بَرز (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -varz بهمعنای «کار کردن، ورزیدن، کوشیدن») + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
۱ـ این فعل میتواند به دیسهٔ اِسوَرزیدن \ es.varz.id.an \ نیز بهکار رود.
۲ـ تفاوتِ experience و experiment :
این دو اسم و مشتقهای آن در فارسی با واژههایی چون تجربه، آزمایش، آروین و ... ترجمه شدهاند. بااینحال، گمانِ نگارنده آن است که با نگاه به معنا و کاربردِ این دو واژه بد نیست در فارسی نیز از یکدیگر متمایز شوند.
experience:
تجربهٔ اتفاقی یا ناآگاهانهٔ چیزها در مسیرِ زندگی؛ یا تجربهٔ کاری.
experiment:
تجربهٔ آگاهانهٔ چیزها برای دانستنِ بیشتر، مانندِ آزمایشهای علمی.
و نکتهٔ آخر اینکه واژهٔ empirical
یا "آروینی" نیز از دیدگاهِ معنا به experiment نزدیک است، و وضعیتِ تجربهگراییِ فلسفی را بازمینمایاند.