Logo

experience

Spider Icon
/ ik-ˈspir-ē-ən(t)s /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسبَرز
\ es.barz \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
اِسبَرزه
\ es.barz.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • اسبرز ( تجربه ) به من حکم می‌کند که توبه‌نامه به خطِ شکسته بنویسم. ( برگرفته از بیتی از صائب تبریزی)
  • آیا شما هیچ اِسبَرزی (تجربه‌ای) در آموزشِ کودکانِ نارساذِهن‌ دارید؟
  • اِسبَرزهٔ (تجربهٔ) من می‌گوید که دانش‌آموزان معمولاً پولِ زیادی همراهِ خود ندارند، و برای بیرون رفتن با آن‌ها باید هوایشان را داشته‌باشی.
۴.

experience

/ ik-ˈspir-ē-ən(t)s /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسبَرزیدن
\ es.barz.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • شرکتِ ما هم‌اکنون برای فروشِ فرآورده‌هایش مشکلاتِ زیادی را می‌اِسبَرزد ( تجربه می‌کند، از سر می‌گذرانَد.)
  • او سالِ گذشته پس‌از ابتلا به سنگِ کلیه شدیدترین دردِ زندگی‌اش را اِسبَرزید (تجربه کرد.)
۳.

دیدگاه‌ها