به پایان رساندن، به ته رساندن، تمام کردن، مصرف کردن (ذخایر، نیرو و غیره)؛
پاک خسته کردن، کوفته کردن، از پا انداختن، شیرهٔ ... را کشیدن، نیروی ... را تحلیل بردن (شخص)؛
خالی کردن و تهی کردنِ ظرف؛
خشکاندن یا خشک کردنِ چاه و معدن؛
تا تهِ ... رفتن، تمام کردن، ته و توی ... را درآوردن (موضوع)