اجرا کردن، انجام دادن، به اجرا درآوردن، به موقعِ اجرا گذاشتن (کار، دستور و غیره)(رسمی)؛
پیاده کردن و به مرحلهٔ عمل درآوردنِ طرح و نقشه؛
تحقق بخشیدن، عملی کردن، از پیش بردن (هدف، آمال)؛
به جا آوردن و انجام دادنِ وظیفه؛
عمل کردن به، به کار بستن (وصیتنامه)(حقوق)؛
رسمی کردن، محضری کردن، صورتِ قانونی دادن به (سند، قرارداد)؛
اعدام کردن، معدوم کردن؛
اجرا کردنِ کنسرت، رقص و غیره (رسمی)