essential
به همرسانی
/ i-ˈsen(t)-shəl /
adjective
لازم، ضروری، واجب؛
اساسی، ذاتی، اصلی، ماهوی، بنیادی؛
اسانسی، مربوط به اسانس (شیمی)
essential
/ i-ˈsen(t)-shəl /
noun
مبنا، اساس، شالوده، اصل، بنیاد، پایه، لازمه؛
مبانی، اصول، ضروریات، نکاتِ اصلی (در جمع)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه