فوران کردن، طغیان کردن، دهان باز کردن (آتشفشان)؛
بیرون ریختن، بیرون زدن (موادِ مذاب)؛
نیش زدن، بیرون زدن، درآمدن (دندان)؛
بیرون ریختن، زدن (جوش، کهیر)؛
درگرفتنِ دعوا و جنگ؛
فوران کردنِ خشم؛
به وسط پریدن، حملهور شدن، از کوره در رفتن، کنترلِ خود را از دست دادن، منفجر شدن (شخص)