از نظرِ مقدار، اندازه، ارزش، درجه یا توان با چیزی یا کسی یکسان یا همارز بودن، یکی بودن با، همچند بودن با، هماندازه بودن با، همارز بودن با؛
برابر شدن؛
برابری کردن؛
ایو (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -aiva به معنای «یک») + ــال (پسوندِ اسمساز —> بسنجید با: چنگال، کوپال .) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
چنانکه میبینید، حرفِ نخستِ این فعل، یعنی «الف» را در زمانِ حالِ بایسته (مضارعِ التزامی) میتوان با پیروی از الگویِ ایستادن —> بِایستَد، نوشت:
ایوالیدن —> بایوالَد
یادآوری میشود که الگوی بالا در زمانهای دستورِ انجامشی (فعلِ امر) و دستورِ بازدارشی (فعلِ نهی) نیز رَواسته خواهد بود. توجه کنید:
—> بِایوال (مساوی باش.)
—> نَایوال (مساوی نباش.)