Logo

equal

Spider Icon
/ ˈē-kwəl /
adjective

equal

/ ˈē-kwəl /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

ایوال
\ iv.âl \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • سهام‌داران می‌توانند مبلغی ایوال ( مساوی ، برابر ، هم‌اندازه ) با خانه‌ای که می‌خواهند بخرند از بانک وام بگیرند.
  • آن‌ها به همهٔ بازیکنان بختِ ایوال (مساوی) برای برنده شدن می‌دادند.
  • همهٔ شهروندان در برابرِ قانون ایوال‌اند (مساوی‌اند.)
  • همهٔ مردمِ زمین بی‌شک نزدِ پروردگار ایوال‌اند.
۵.

equal

/ ˈē-kwəl /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

ایوالیدن
\ iv.âl.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • رکوردِ جدید با رکوردِ پیشین می‌ایوالَد (برابر است.)
  • عملکرد او با عملکردِ باتجربه‌ترین بازیکنان می‌ایوالید (برابری می‌کرد.)
۳.

دیدگاه‌ها