elaborate
به همرسانی
/ i-ˈla-b(ə-)rət /
adjective
مفصل، پر طولوتفصیل، پر تفصیل؛
پُرکار (نقاشی و غیره)؛
پیچیده، تو در تو (لطیفه، طرح)؛
مطنطن، پر طمطراق، مغلق (سبْک)؛
رنگین، رنگارنگ (سفره)؛
پرزرقوبرق (لباس)
elaborate
/ i-ˈla-bə-ˌrāt /
verb (T)
روی ... کار کردن؛
تدارک دیدن؛
(رسمی)؛
گسترش دادن، بسط دادن، طول و تفصیل دادن (رسمی)؛
قابلِهضم کردنِ غذا
elaborate
/ i-ˈla-bə-ˌrāt /
verb (I)
گسترش یافتن، بسط یافتن، پیچیده شدن، طول و تفصیل یافتن؛
به جزئیات پرداختن، توضیح دادن، شرح دادن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه