effectually
به همرسانی
/ i-ˈfek-chə(-wə)-lē // -chü(-ə)-; // -ˈfek-shwə- /
adverb
به طورِ مؤثری، به نحوِ کارآمدی، به طرزی ثمربخش، به طورِ سودمندی؛
در واقع، در حقیقت، عملاً
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
داژارمندانه
\ dâž.âr.mand.ân.e \
قید
ساختواژه
داژا
ر
+ ــ
مند
+ ــ
انه
بروید به: effectuate .
نکته
داژارگرانه
\ dâž.âr.gar.ân.e \
قید
ساختواژه
داژا
ر
+ ــ
گر
+ ــ
انه
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
مشکل، داژارگرانه (بهطور کارساز) حل شد.
او با شواهدش منتقدان را داژارگرانه (بهطور قاطع و مؤثر، اثرگذارانه) خاموش کرد.
این بدان معنا بود که باید فعالیتِ همهٔ دادگاهها در کشور داژارمندانه (موثرانه) متوقف میشد.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه