effectual
به همرسانی
/ i-ˈfek-chə(-wə)l // -chü(-ə)l; // -ˈfeksh-wəl /
adjective
مؤثر، اثربخش، سودمند، مفیدِ فایده (معالجه، تنبیه، اقدام و غیره)(رسمی)؛
معتبر، لازمالاجرا (سند، قرارداد)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
داژارمند
\ dâž.âr.mand \
صفت
ساختواژه
داژا
ر
+ ــ
مند
بروید به: effectuate .
نکته
داژارگر
\ dâž.âr.gar \
صفت
ساختواژه
داژار
+ ــ
گر
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
سیاست جدید در کاهشِ آلودگی داژارگر (کارساز) بود.
چندین روش را آزمودند، اما تنها یکی داژارگر (اثربخش، کارساز) بود.
آنها امیدوار بودند که یک همفهمیِ واقعی و داژارمند (موُثر، اثرآور) میانِ دو کشور پدید آید.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه