effective
به همرسانی
/ i-ˈfek-tiv // e-, // ē-, // ə- /
adjective
اثرگذار، مؤثر، کارا، کارآمد، کارگر، کاری، اثربخش؛
گیرا، چشمگیر، خیرهکننده، برجسته؛
واقعی، حقیقی، فعلی، موجود، حاضر، حی و حاضر؛
آماده بهخدمت (نظامی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
داژارین
\ dâž.âr.in \
صفت
ساختواژه
داژا
ر
+ ــ
ین
بروید به: effectuate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
چیدمانِ پذیرایی ساده بود، ولی داژارین (اثرگذار.)
او دبیری بسیار داژارین (موُثر) در یادگیریِ ریاضی بود.
۳.
ثبت مثال
effective
/ i-ˈfek-tiv // e-, // ē-, // ə- /
noun
افرادِ آماده بهخدمت (در جمع)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه