naturally
به همرسانی
/ ˈna-chər-ə-lē // ˈnach-rə- // ˈna-chər- /
adverb
ذاتاً، فطرتاً، اصلاً؛
طبعاً، طبیعتاً؛
البته، مسلّماً؛
به طورِ طبیعی، خود به خود؛
طبیعی، راحت، بدونِ تکلّف، عادی (رفتار کردن)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
زُتارانه
\ zot.âr.ân.e \
قید
ساختواژه
زُتار
+
ــانه
بروید به: nature .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
زُتارانه (طبعاً، طبیعتاً، ذاتاً) کودکان دربارهٔ جهانِ پیرامون خود کنجکاوند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه