natural
به همرسانی
/ ˈna-ch(ə-)rəl /
adjective
طبیعی (نیروها، پدیده و غیره)؛
طبیعی، ذاتی، فِطری، خداداد (استعداد و غیره)؛
مادرزاد، دارای استعدادِ فطری (نویسنده، خطیب و غیره)؛
طبیعی (مرگ، زندگی)؛
طبیعی، ساده، بیپیرایه (رفتار)؛
بِکار (موسیقی)؛
واقعی (فرزند)؛
نامشروع (بچّه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
زُتاری
\ zot.âr.i \
صفت
ساختواژه
زُتار
+
ــی
بروید به: nature .
نکته
زُتارا
\ zot.âr.â \
صفت
ساختواژه
زُتار
+
ــا
بروید به: nature .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
زمینلرزه، توفان و سیلاب پدیدههایی زُتاری (طبیعی) هستند که باید همیشه برای روبرو شدن با آنها آماده بود.
یک هاشهٔ (رژیمِ غذاییِ) خوب دفاعِ زُتاریِ (طبیعیِ ) بدن را در برابرِ باکتریها و ویروسها بهبود میبخشد.
۳.
ثبت مثال
natural
/ ˈna-ch(ə-)rəl /
noun
نتِ بِکار (موسیقی)؛
علامتِ بِکار؛
آدمِ ایدهآل، آدمِ مناسب، آدمِ ماهر، آدمِ کارکشته؛
آدمِ مستعد، با استعداد
دیدگاهها
ثبت دیدگاه