effect
به همرسانی
/ i-ˈfekt // e-, // ē-, // ə- /
noun
اثر، تأثیر؛
نتیجه، پیامد، حاصل؛
معلول؛
تأثیرگذاری، ایجادِ حالت؛
حالت؛
معنی، مفهوم، مضمون، محتوا، فَحوا؛
اسباب، اثاثیه، وسایل، لوازم (رسمی، در جمع)؛
املاکِ،
دارایی، مایملک (رسمی، در جمع)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
داژار
\ dâž.âr \
اسم
ساختواژه
داژا
ر
بروید به: effectuate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
این قرصها هیچ داژاری (اثری) روی سردردم ندارند. داروی دیگری ندارید؟
تغییرِ دولتها در این کشور داژاری روی زندگیِ مردم نداشته است، زیرا همگی دزد و فاسدند.
۳.
ثبت مثال
effect
/ i-ˈfekt // e-, // ē-, // ə- /
verb (T)
منجر شدن به، انجامیدن به، در پی داشتن (معالجه)(رسمی)؛
به مرحلهٔ اجرا درآوردن، اجرا کردن، عملی کردن (اصلاح، تغییر و غیره)(بروید به: effecuate .)؛
انجام دادن، به انجام رساندن (معامله)؛
دست یافتن به (موافقت)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه