edge
به همرسانی
/ ˈej /
noun
لبه، تیغه، دَم، تیزی (چاقو، تیغ و غیره)؛
کنار، لب، حاشیه، کناره؛
کران؛
گوشه، نبش؛
مرز، لبه (مجازی)؛
امتیاز، مزیت، برتری؛
اثر، نفوذ؛
لحنِ خصمانه؛
لحنِ آزرده؛
یال (هندسه)
edge
/ ˈej /
verb (T)
حاشیه دادن، حاشیه گذاشتن برای، حاشیهدار کردن؛
در حاشیهٔ ... قرار داشتن؛
لبهدار کردن و تیز کردنِ ابزار و غیره؛
کمکم جلو بردن، یواشیواش پیش بردن، سُراندن؛
به زحمت ردّ کردن
edge
/ ˈej /
verb (I)
کمکم جلو رفتن، یواشیواش پیش فتن، سُریدن؛
به زحمت ردّ شدن، راهِ خود را باز کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه