mutely
به همرسانی
/ ˈmyüt-lē /
adverb
بیصدا، آرام، آهسته، یواش
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آمُشانه
\ 'â.moš.ân.e \
قید
ساختواژه
آمُش
+
ــانه
بروید به: mute .
نکته
آموشانه
\ 'â.muš.ân.e \
قید
ساختواژه
آموش
+
ــانه
بروید به: mute .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او آمُشانه (در حالتی بیصدا، خاموش) آنجا ایستاد، ناتوان از سخن گفتن.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه