muted
به همرسانی
/ ˈmyü-təd /
adjective
آرام، آهسته، یواش، خفه (صدا)؛
نامفهوم؛
پنهان، پوشیده (انتقاد، اعتراض و غیره)؛
سوردیندار (ساز)(موسیقی)؛
ملایم، روشن، کمرنگ (رنگ)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آمُشته
\ 'â.moš.t.e \
صفت
ساختواژه
آمُشت
+
ــِـه
بروید به: mute .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او گوشیِ آمُشتهاش (بیصداشدهاش) را در طول جلسه در کیفش نگه داشت.
من همیشه در کتابخانه یک گوشیِ آمُشته (بیصداشده) همراه دارم.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه