Logo

muted

Spider Icon
/ ˈmyü-təd /
adjective

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آمُشته
\ 'â.moš.t.e \
صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او گوشیِ آمُشته‌اش (بی‌صداشده‌اش) را در طول جلسه در کیفش نگه داشت.
  • من همیشه در کتابخانه یک گوشیِ آمُشته (بی‌صداشده) همراه دارم.
۳.

دیدگاه‌ها