اجتماع، جمع شدن، گرد آمدن؛ صف بستن (نظامی)؛ بازدید (نظامی)؛ سان؛ دفترِ حضور و غیاب، صورتِ اسامیِ افراد (نظامی)؛ اجتماع، گردهمآیی (اشخاص)؛ مجموعه (چیزها)
muster
/ ˈmə-stər /
verb (T)
جمع کردن، گرد آمدن (اشخاص)؛ به صف کردن (نظامی)؛ بازدید کردن از (نظامی)؛ سان دیدن از؛ جمع کردن، جمع آوری کردن (پول، افراد)؛ پیدا کردن، در خود ایجاد کردن، به دست آوردن، کسب کردن (شجاعت، قدرت و غیره)؛ جلب کردن (کمک، همدردی)
muster
/ ˈmə-stər /
verb (I)
جمع شدن، گرد آمدن، اجتماع کردن (اشخاص)؛ صف بستن، به صف شدن (نظامی)