Logo

duplicate

Spider Icon
/ ˈdü-pli-ˌkāt // ˈdyü- /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

دُتافیدن
\ do.tâf.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • مادر بودن تجربه‌ای است که هیچ چیز دیگری آن را نمی‌دُتافَد (کپیِ آن نیست.)
  • آن برگه‌ها انباشته از اطلاعاتی بودند که باید دُتافیده می‌شدند (نسخه‌برداری می‌شدند.)
۳.

duplicate

/ ˈdü-pli-kət // ˈdyü- /
adjective

duplicate

/ ˈdü-pli-kət // ˈdyü- /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

دُتاف
\ do.tâf \
اسم ، صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • من کارتِ‌ ملیِ اصلی‌ام را گم کردم. و آن‌ها یک دُتاف (نسخهٔ مشابهِ، کپی) برایم فرستادند.
  • مهمان‌‌خانه‌دار یک دسته‌کلیدِ دُتاف (کپی، یدکیِ مشابه) هم داشت که آن را جایی پنهان کرده بود.
۳.

دیدگاه‌ها