چکاندن، قطرهقطره ریختن (مایع)؛
انداختن، وِل کردن، رها کردن؛
پرتاب کردن، پرت کردن؛
ریختن، فروریختن؛
کاهش دادن، تنزل دادن، کم کردن (قیمت و غیره)؛
پایین آوردنِ صدا؛
زدن، به زمین انداختن (شکار)؛
گفتن و به زبان آوردنِ نکته؛
به دست دادنِ سرِ نخ؛
فرستادنِ نامه، کارت و یادداشت؛
انداختن، جا انداختن، از قلم انداختن (کلمه، حرف و غیره)؛
نگفتن، تلفظ نکردن (کلمه، حرف و غیره)؛
حذف کردن، کنار گذاشتن، نیاوردن (برنامه، بخشی از نمایشنامه)؛
از ماشین پیاده کردنِ شخص؛
رساندن و تحویل دادنِ کالا؛
از کشتی پیاده کردن، از کشتی تخلیه کردن (مسافر، بار)؛
قطعِ رابطه کردن با، ترک کردن (دوست)؛
وِل کردن و رها کردنِ کار؛
کنار گذاشتن و دست کشیدن از عادت، نقشه و فکر؛
خاتمه دادن به، قطع کردن، پایان دادن به (مکاتبه، صحبت و غیره)؛
مسکوت گذاشتن، دیگر دربارهٔ ... صحبت نکردن (موضوعِ صحبت)؛
باختنِ پول، قمار و مسابقه (محاوره)؛
زاییدن، به دنیا آوردن (حیوان)