راندن، بردن (مردم، حیوانات)؛
رم دادن و رماندنِ شکار؛
راندن، هدایت کردن، بردن (اتومبیل، اتوبوس، قطار و غیره)؛
با ماشین بردن، با ماشین رساندن (شخص)؛
به حرکت درآوردن، به حرکت انداختن، گرداندن (موتور و غیره)؛
کوبیدن، زدن (باران، امواج)؛
راندن، بردن (ابر، کشتی)؛
فروکردن (میخ، چوب)؛
بستنِ پیچ؛
زدن، پرتاب کردن (توپِ تنیس و غیره)؛
کشاندن، سوق دادن (شخص)؛
واداشتن، وادار کردن (شخص)؛
کار از گردهٔ ... کشیدن، کار کشیدن از، خسته کردن؛
حفر کردن، کندن (تونل، دالان)؛
کشیدنِ راهآهن؛
بهوجود آوردن، ایجاد کردن، پدید آوردن؛
موکول کردن، واگذاشتن، انداختن