drill
به همرسانی
/ ˈdril /
noun
مَته، دِرِیل، پَرماه
drill
/ ˈdril /
verb (T)
با مته سوراخ کردن و مته کردنِ چوب، فلز و غیره؛
چرخ کردن (دندان)؛
درست کردن، کندن، درآوردن (سوراخ)؛
با مته حفر کردن، زدن (چاه)
drill
/ ˈdril /
verb (I)
سوراخ کردن، مته کردن
drill
/ ˈdril /
noun
مشق، مشقِ نظام (نظامی)؛
تمرین، ممارست؛
دستورِ عمل، راهنما، دستور؛
راه، راه و رسم، فوت و فن (محاوره)
drill
/ ˈdril /
verb (T)
تمرین دادن، تعلیم دادن، آموزش دادن؛
مشق دادن (نظامی)
drill
/ ˈdril /
verb (I)
تمرین کردن، مشق کردن (نظامی)
drill
/ ˈdril /
noun
شیار (کشاورزی)؛
ماشینِ بذرکاری، بذرکار؛
ردیف (بذرِ کاشتهشده)
drill
/ ˈdril /
verb (T)
به ردیف کاشتنِ بذر
drill
/ ˈdril /
noun
پارچهٔ برزنتی، پارچهٔ نظامی
drill
/ ˈdril /
noun
ماندریل (نوعی بوزینهٔ آفریقایی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه