لباس پوشاندن به، لباس به تنِ ... کردن؛
لباس تهیه کردن برای؛
آماده کردن، درست کردن (غذا)؛
سُس زدن به سالاد؛
عمل آوردن (پوست، چرم و غیره)؛
پرداختنِ سنگ، چوب و غیره؛
آراستن، زینت دادن، تزیین کردن، آذین کردن، آرایش کردن؛
درست کردن و آرایش کردنِ مو؛
آماده کردنِ زمین و مزرعه (کشاورزی)؛
تمیز کردنِ زخم؛
مرهم گذاشتن، بستن، پانسمان کردن (زخم)؛
به صف کردن، به خط کردن، نظام دادن (نظامی)