کشیدنِ چیز، طناب، فنر و غیره؛
کشیدن، به دنبالِ خود کشیدن (گاری، قطار و غیره)؛
بیرون آوردن، درآوردن، بیرون کشیدن؛
کشیدنِ دندان؛
بیرون کشیدن، درآوردن، استخراج کردن (آب و غیره)؛
کشیدن و خارج کردنِ پول از بانک؛
گرفتن، دریافت کردن (حقوق)؛
به خود جلب کردن، به خود متوجه کردن، به سوی خود کشیدن؛
فروبردن، به درون کشیدن؛
پک زدنِ سیگار و غیره؛
کشاندن، وادار کردن، واداشتن؛
به حرف آوردن، به حرف واداشتن، حرف کشیدن از؛
کشیدن، نقاشی کردن (تصویر، عکس)؛
رسم کردنِ نقشه، خط و دایره؛
تصویر کردن، ترسیم کردن (موقعیت، شخصیت)(مجازی)؛
کشیدنِ چک؛
نوشتنِ سفته و سفارش؛
تنظیم کردنِ قرارداد و سند؛
آبخور داشتن، در آب فرورفتن (کشتی، قایق)؛
مساوی کردن و بینتیجه خاتمه دادنِ مسابقه و غیره؛
دم کردنِ چای؛
شکمِ ... را خالی کردن (مرغ، پرنده)؛
رماندن و رم دادنِ شکار؛
درست کردن و مفتول کردنِ سیم؛
شکل دادن و کوبیدنِ فلز