go downhill
به همرسانی
phrase
پایین رفتن، شیب پیدا کردن (جاده)؛
در سراشیبی افتادن (اتومبیل)؛
وضعِ ... رو به بدی گذاشتن، در سرازیری افتادن، رو به زوال نهادن (شخص، شرکت و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه