بیانگرِ حرکت از بالا به پایین یا از سطحی بالاتر به سطحی پایینتر؛
بیانگرِ مکان یا موقعیتی که در پایین قرار دارد، در فارسی گاه معادلِ پایین؛
در جدول، معادلِ عمودی؛
بیانگرِ دور شدن از مرکزِ شهر یا شهری بزرگ؛
بیانگرِ حرکت به سمتِ جنوب یا بودن در جنوب؛
بیانگرِ دور شدن از دانشگاه، به خصوص کمبریج یا آکسفورد؛
بیانگرِ کاهش در حجم، فعالیت یا کیفیت؛
بیانگرِ نوشته شدن و ثبت؛
بیانگرِ حدِ بالا و یا پایین در یک طیف؛
بیانگرِ مقدارِ پولِ خرجشده؛
بیانگرِ بخشی از پرداخت؛
بیانگرِ میزانِ پیشرفت در بررسیِ مجموعهای از افراد یا چیزها؛