done
به همرسانی
/ (ˈ)dən /
past participle
شکلِ سومِ فعلِ do
done
/ (ˈ)dən /
adjective
دُرست، خوب، بجا، بهقاعده، درخور؛
خسته، کوفته، از پا افتاده (محاوره)؛
تمامشده، به آخررسیده، پایانیافته، تهکشیده؛
پخته، جاافتاده، آماده (غذا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه